نویسنده :
اهلی - ساعت ۱٠:۳٠ ق.ظ روز ۱٩ آبان ۱۳۸۸
مثل یه بچه گربه ترسو میمونه...
اول یه ذره نگاهت میکنه...
بعد وقتی حواست نیست، آروم آروم و نرم نرمک میاد سمتت...
تا بهش نگاه میکنی و لبخند میزنی، میخکوب میشه و فقط نگاه میکنه...
کافیه یه قدم به سمتش برداری، که پا بذاره به فرار...
دلش که نمیاد یه دفعه بذاره و بره...
چند قدم که دور شد...
باز برمیگرده و نگاهت میکنه...
...
اهلی